اخبار و گزارشادبیات و فلسفهشعرهویت شناسی

هم سرایی شعر و معماری – قسمت سوم

تاثیرات هنر معماری بر شعر معاصر ایران از زبان شاعران معاصر

اخبار و گزارش ادبیات و فلسفه شعر هویت شناسی

خانه دوست کجاست؟
در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت
به تاریکی شب ها بخشید و به انگشت
نشان داد سپیداری و گفت
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از خواب خدا
سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
میروی تا ته آن کوچه
که از پشت بلوغ سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل     
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا
جوجه بر می دارد از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست کجاست؟
سهراب سپهری

خانه! اولین فضای معماری است که هر انسان از بدو تولد آن را درک می کند. سهراب در این شعر به دنبال آرامش خانه ای می گردد که درون چارچوبش مفهوم دوستی را معنا کرده باشند. رهگذری، راهی را به رویش می گشاید که شاید تصویری است از کمال یک کوچه باغ ایرانی و بستری را توصیف می کند، یادآور باغ ایرانی!

اخبار و گزارش ادبیات و فلسفه شعر هویت شناسی

در پایان شعر سهراب همچنان در پی خانه دوست می گردد. پس از او فریدون مشیری تلاش کرده است تا توصیفی از چنین خانه ای را در شعرش جای دهد و خانه اش را مهیای پذیرایی از دوست اش سهراب کند:

من دلم می‌خواهد
خانه‌ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوست هایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می‌کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه‌ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر
خانه دوست کجاست؟
فریدون مشیری

بخوانید  اشعار منتخب عطار غزلیات

اخبار و گزارش ادبیات و فلسفه شعر هویت شناسی

فروغ فرخزاد، خانه را در آرامشش می یابد، خانه ای معمولی و ساده با آسودگی های شبانه اش:

من به یک خانه می‌اندیشم
با نفس‌های پیچک‌هایش، رخوتناک
با چراغانش روشن، همچون نی‌نی چشم
با شبانش متفکر، تنبل، بی‌تشویش
“فروغ فرخزاد”

اخبار و گزارش ادبیات و فلسفه شعر هویت شناسی

و نه آنچنان که از سرسبزی و شور و شادی خانه کودکی اش یاد می کند:

آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچک ها به یکدیگر
آن
 بام های بادبادکهای بازیگوش
آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
آن روزها رفتند
“فروغ فرخزاد”

اخبار و گزارش ادبیات و فلسفه شعر هویت شناسی

احمد شاملو خانه را مامن آرامش و امنیتش می داند. آن هنگام که دلخسته و دل زده از اطراف به دنبال مکانی می گردد تا آسودگی عشق را در آن احساس کند و از چشمان نامحرمان دورش نگه دارد، می گوید:

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
” احمد شاملو”

اخبار و گزارش ادبیات و فلسفه شعر هویت شناسی

محمد علی بهمنی اما زیستن و همنشینی با شعرش در خرابه ای را به داشتن خانه و سرپناهی مستحکم و ایستا ترجیح می دهد. همه دنیایش غزل است و حاضر به معاوضه آن با چیز دیگری نیست:

من با غزلی قانعم و با غزلی شاد
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد
ویرانه نشینم من و بیت غزلم را
هرگز نفروشم به دو صد خانه آباد
“محمد علی بهمنی “

اخبار و گزارش ادبیات و فلسفه شعر هویت شناسی

حامد عسکری چنان با میراث به جا مانده از معماری گذشته ایران عجین شده که حال و هوای ارگ بم پس از زلزله را همچون حال عاشق، و زیبایی های نقش جهان را چون معشوقی دلفریب می بیند و تصویری بسیار زیبا را می آفریند:

بخوانید  100 شرکت معماری برتر در دنیا

اخبار و گزارش ادبیات و فلسفه شعر هویت شناسی

من « ارگ بم » و خشت به خشتم متلاشی
تو « نقش جهان »، هر وجبت ترمه و کاشی
حامد عسکری

اخبار و گزارش ادبیات و فلسفه شعر هویت شناسی

او در جایی دیگر دوران دوری از معشوقش را شاید آنچنان دراز حس کرده که خود را همچونی بنایی خشتی و آجری (مصالح بومی معماری ایرانی) فرسوده می بیند. بنایی که در دوران طولانی هجران رو به خرابی رفته است:

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر ، پیکرم را باد برد
“حامد عسکری”

اخبار و گزارش ادبیات و فلسفه شعر هویت شناسی

رضا نیکوکار نیز با نگاهی هنرمندانه اشاره ای داشته به ویژگی های مادی و معنوی معماری ایرانی! او چنان معشوقش را زیبا می بیند که می اندیشد این زیبایی های منبع الهام بخش هنر معماران بوده است. او زیبایی درون معشوقش را نیز به ایوانی مزین شده با شفافیت آینه کاری ها و طلاکاری ها تشبیه می کند:

طرح اندام تو انگیزه ی معماری هاست
دلت آیینه ی ایوان طلاکاری هاست
“رضا نیکوکار”

منبع:

chidaneh.com

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + 12 =

بستن
بستن