اخبار و گزارشادبیات و فلسفهشعر

هم سرایی شعر و معماری – قسمت دوم

تاثیر شعر بر معماری:

اخبار و گزارش ادبیات و فلسفه شعر

برخی از بهترین توصیفات فضاهای شهری،آنهایی هستند که «ایتالو کالوینو» در «شهرهای نامرئی » ، تحت تأثیر  فضای شعری «هفت پیکر» نظامی گنجوی ،نوشته است.

بی شک نویسندگان ،منابع الهام بخش خوبی در بسیاری از جنبه های زندگانی هستند.به رغم آنکه بسیاری از ایشان تلاش میکنند تا زندگی شخصی شان را از دیده ها پنهان سازند و دیگران را به این باور سوق دهند که وضعیت توصیف شده در آثارشان  ساختگی و مجازی است،اما واقعیت این است که ،در بهترین حالت ،آنها زندگی را آنگونه که خود دیده و تجربه کرده اند بیان می کنند.

ادبیات و هنرهای کلاسیک ،ابزار های تفکیک نشدنی معمار و آموزگار معماری شهود گرا به شمار می آیند.با این حال گاهی اوقات ادبیات آنقدر ،از نظر گفتاری، صریح می شود که دیگر جایی برای تأویل دانشجو باقی نمی گذارد.

براستی تأثیر معماری و ادبیات بر یکدیگر چگونه می تواند باشد.چه چیز باعث می شود تا در ستایش یک معمار،مثل «تادائو آندو» بگوییم که او شاعرانه برخورد می کند،یا به تعبیری معماری او شاعرانه است.

از بارزترین وجوه اشتراک بین شعر و معماری ،پدیده تصویر سازی در آنها است.

بیستونی ز ناف ملک انگیخت      که آنچه فرهاد کرد از آن بگریخت

در چنان  بیستون  هفت  ستون      هفت   گنبد   کشید   بر   گردون

شد  در  آن  باره   فلک  پیوند      باره ای    دید    بر    سپهر    بلند

هفت   گنبد   درون   آن   باره      کرده   بر   طبع    هفت    سیاره*

در شعر بالا شاهد ساخته شدن تصاویر زیادی هستیم که به نوعی با هم مرتبط هستند. این ویژگی در معماری هم وجود دارد. در یک نوع برخورد، معماری در ذهن مرورکننده آن  متشکل از تصاویر متفاوت است.حتی در روشهای متداول برای طراحی یک اثر معماری، برای پرداخت بیشتر٬ آن را به تصاویر محدود تقسیم می نمایند.(پلان، نما، برش ،پرسپکتیو و…)و با طراحی تواَمان آنها به طرح نهایی می رسند.

نکته دوم که در شعر وجود دارد آن است که شعر،همانند موسیقی، یک هنر الاستیک می باشد(بر خلاف نقاشی که پلاستیک است).بدین معنا که برای درک،کشف و تجربه آن باید در زمان جاری شد. به بیانی دیگر، شعر در زمان اتفاق می افتد.یعنی خواندن کلمات ، مصراع ، بیت و… و ایجاد خیال در ذهن . معماری نیز از جهاتی با شعر مشترک است . برای تجربه و درک فضای معماری نیز باید در زمان  جاری شد . یعنی در بنا در میان  ستون ها، دیوارها و سایر عناصر بصری ، حرکت نمود . حتی زمانی که معماری را بصورت تصویر می سازیم (عکس ،اسلاید و…) مرورکننده ، در ذهن خود، فضا را مجسم می سازد و در آن اقدام به حرکت می نماید. بدین سبب است که برای ارائه خوب یک اثر معماری باید ابعاد و وجوه مختلف بنا را در اختیار مرورکننده گذارد  تا او بتواند فضا را آن گونه که هست ،در ذهن ، تصور نماید .

بخوانید  تحقیقات پاویلیون ۲۰۱۶-۲۰۱۷ ICD-ITKE / دانشگاه ICD-ITKE اشتوتگارت

وجه مشترک دیگر معماری و شعر(که البته در تمامی هنرها مشترک است) نوعی کشف و شهود است که هنرمند برای رسیدن به حقیقت ،انجام می دهد و در نهایت به خلق اثر هنری می انجامد.این فرایند ، فرایند بسیار پیچیده ای است که فاکتورهای گوناگونی در آن مؤثر می باشند .بی سبب نیست که مکاتب هنری یکسان در هنرهای متفاوت ، به وجود آمده است .

 کاربرد شعر و ادبیات:

شعر و ادبیات می توانند برای طراح از نظر آموزشی و همچنین الهام بخشی بسیار مفید باشند.

شعر و ادبیات به شیوه های ذیل می توانند در راهبردهای آموزشی سودمند واقع شوند.

  1. از طریق مشاهده قواعد حاکم بر ساختار اثر ویژه ادبی یا شعر
  2. از طریق مشاهده شیوه ای که نویسندگان و شعرا تلاش می کنند از طریق آن ،پیام مرکزی را که جوهره روح کلی است٬ آشکار سازند.
  3. از طریق برخورد نویسندگان با راز و شگفتی
  4. از طریق کمینه ساختن ابزار بیان و تلخیص نظامی که فرد برای خلق اثر برمی گزیند.
  5. از طریق معنایی که به واژه های مختلف و وضعیت ها اختصاص داده شده است.
  6. از طریق کاربرد ویژه بافت در کاربرد واژه ها و بافت کلی شعر ادبی.
  7. از طریق تقابل وزن قافیه و آهنگ کلی اثر
  8. از طریق تاکید بر فرم در برابر تاکید بر معنا
  9. از طریق آهنگ کلی قطعه (شعر یا رمان) به عنوان تفسیر انتقادی از زمان و مکان خود یا قطعه ای که بیانگر خرد عمومی و رویکرد کلی مردم نسبت به موضوعات مورد تفکر است.
  10. از طریق سهم ارزشمند تفاسیر نویسندگان و شعرا از حرفه خود و همچنین سهم نقد ادبی مجموعه ای کامل از نظام زیبایی شناختی که ارتباط بسیار قوی با زیبایی شناسی معماری دارد.

مزایای الهام بخشی شعر و ادبیات

بخوانید  ۱۰ شخصیت رفتاری دانشجویان معماری

شعر و ادبیات به دو صورت مستقیم و مرکب برای معماران ،الهام بخش هستند.

 الهام بخشی مستقیم:

این راهبرد مستقیم از طریق تعابیر ظاهری از محیط(فضا) هایی که در آثار ادبی توصیف شده اند٬ اتفاق می افتد.

تعبیر ظاهری(ایستا):  زمانی روی می دهد که شخص از تعبیر بصری مستقیم عناصر فرمی و فضایی محیطی که در اثر ادبی توصیف شده است استفاده کند.

تعبیر پویا: زمانی رخ می دهد که محصول معماری از توجه و توصیف مستقیم رها باشد و در عوض به ارتباط انتزاعی «هاله»،« حال و هوای فضایی» و« جوهره» کلی قطعه ادبی بپردازد.

این ایده ها با نگاهی به طراحی صحنه تئاتر روشن تر می گردند؛صحنه ای که درآن  بالکن ها و درخت ها را آنگونه که در نمایشنامه «رومئو و ژولیت» بیان شده است،ساخته اند،تعبیری مستقیم و ظاهری از نمایشنامه است. اما طراحی صحنه ای که نتوان در آن عناصر فیزیکی قابل شناخت را مشاهده کرد، ولی در عین حال، بی هیچ تردیدی، حضور رومئو و ژولیت در آنجا محسوس باشد، به حوزه تعبیر مستقیم- پویا تعلق دارد.برای دست یافتن به تعبیر مستقیم-پویا ،شخص باید «هاله»،«حالت»و «احساس» شعر یا قطعه ادبی را کشف کند و برای فهم آن بکوشد.

به عنوان مثال ، مکاشفه «ادراک و آگاه شدن از مشی خاص»نظامی گنجوی ،برای معماران ایرانی ،دستاوردی ارزشمند به شمار می آید.نظامی گنجوی را می توان به عنوان شاعری با اهمیت ویژه برای اهداف معماری ،در نظر گرفت.چرا که او در باره زیبایی شناسی و سنتز شهر ،به گونه ای می نویسد که می تواند کمک بزرگی برای معماران باشد.

از میان موضوعات متعددی که نظامی به آنها پرداخته،احساس شاعرانه شب، برجسته ترین است.او بارها شب و به ویژه لحظات طلوع و غروب را به عنوان بخشی از روش خلق فضای مکانی خاص،توصیف کرده است.

معمارانی که بتوانند از این آثار برای مبادرت به خلق چنین توصیفاتی از طریق فضا و زبان ساختمانی معماری، الهام گیرند، امکان دست یافتن به خلق آثار پویا را بسیار بیشتر از آثار ایستا خواهند داشت.

الهام بخشی مرکب:

حد نهایی استفاده از شعر و ادبیات«الهام بخشی مرکب» است. این حالتی از الهام بخشی است که در آن، معمار تحت تاَثیر آنچه که خوانده است قرار می گیرد و به نوشتن  تحریک میشود. او برای خود یادداشت هایی می نویسد٬ ایده های خود را پیش نویسی می کند یا با نوشتن داستان و شعر ٬ قبل یا بعد از اینکه پروژه اش را طراحی کرده باشد٬ دست به تصنیف ادبی می زند.تمامی زیر مجموعه های الهام بخشی مرکب،به عنوان ابزارهایی در جهت طراحی معماری خلاقه ،مورد استفاده قرار می گیرند.

بخوانید  جان استاین‌ بک

البته منابع مکتوب معماری متأخر ،توجه خود را بیشتر به ادبیات خیال پردازانه ، مقاله و رمان معطوف کرده است. توجه به شعر نیز محدود به آثار  با سرشتی حماسی شده است. غزل ، مثنوی ،رباعی یا هر فرم دیگری از هنر که قوه تصور را به جنبش وا دارد و طراح را به تمرین دادن توانایی های ذهنی و انتقادی خود ترقیب کند، ابزار استعاری مناسبی برای معماری است.

زمانی که شعر به والاترین درجه برتری می رسد و زمانی که معماری به ساختمانی مبتنی بر اصول، قواعد و ابزار چنین شعری بدل می شود، آوای هر یک در دیگری طنین انداز شده و زیبایی و جذابیت هر یک دوچندان می شود که این،همان وصال به هنر است.

بی شک ،شعر و ادبیات می توانند حس خیال انگیزی خود را به معماری ، به مثابه هدفی استعاری برای استعلا، وام دهند.

موارد ذکر شده در بالا تلاش آگاهانه و مشتاقانه ای است که هر طراحی برای رویارویی خود با ادبیات و حتی به معنای عام تر، با دنیای شعر انجام می دهد. این تلاشی است تا بر شعر سرزمین خودش و همچنین شعر مردمی که برای آنها طراحی می کند  متمرکز  شود.

نابخردانه است اگر از معماری که افسانه «گیل گمش» یا آثار حماسی شاعر بزرگ «فردوسی» را مطالعه نکرده است بخواهیم با عنایت به شیوه زندگی مردم ایران و چشم اندازهای آنان به طراحی بپردازد .به همان اندازه بی معناست اگر از هر معمار، طراح شهری، برنامه ریز شهری، معمار داخلی و معمار منظر نخواهیم که آثار سعدی و نظامی گنجوی را مطالعه کند.

حماسه ها ی هر سرزمین، شالوده های ساختمانی ایام کهن و گذشته شان را آشکار می کند٬ و مطالعه عمیق این آثار سبب می شود به این درک نائل آییم که در حقیقت، تغییر چندانی در آنچه که این شاعران در حماسه های خود توصیف کرده اند٬ رخ نداده است.برای فرهنگ و حال و هوای ایرانی بسیار مناسب است اگر بیش از توجه به مصادیقی از دیگر فرهنگ های بیگانه٬ به عظمت و غنای قصر خسروپرویز در توصیفات نظامی گنجوی( با  حیاط ها و فضاهای فوقانی٬ مسیرهای آب ،آنهمه موسیقی )و هزاران نمونه این چنینی از دیگر شاعران،چه کلاسیک و چه معاصر،پرداخته شود.

 

http://memari2012.persianblog.ir/page/memari

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو − 1 =

بستن
بستن