سینماهنر

فیلم هفته : داگویل “Dogville”

Dogville (داگویل)
سینما هنر   ژانر : درام، معمایی، هیجانی

کارگردان : Lars von Trier

نویسنده : Lars von Trier

تاریخ اکران : ۲۱May , 2003

زمان فیلم : ۱۷۸ دقیقه

زبان : انگلیسی

درجه سنی : R

امتیاز IMDB به این فیلم : ۸

 

 

 

 

خلاصه داستان :

داگویل شهر کوهستانی در ایالات متحده است که جمعیت آن بسیار کم است و مردم شهر انسان های ساده اند که به کار خودشان مشغول هستند. تا اینکه در یک شب دختری به نام گریس که از دست تعدادی گانگستر در حال فرار است به این شهر پناه می برد

بازیگران

Nicole Kidman,

Patricia Clarkson,

Jeremy Davies,

Paul Bettany,

Philip Baker Hall

 

داگویل فیلمی است که در سال ۲۰۰۳ به کارگردانی لارس فون تریه دانمارکی و بازی نیکول کیدمن تهیه شده است. فون تریه با ساخت این اثر نامزد نخل طلای بهترین کارگردانی در جشنواره فیلم کن شد. از نکات برجسته داگویل، فیلمبرداری منحصر بفرد و متفاوت آن می باشد که در تمام مدت فیلم صنحه ها در استودیو، به صورتی که هیچ کدام از خانه‌ها در یا دیوار ندارند، فیلمبرداری شه است.
داگویل ادبی ترین فیلم تاریخ سینماست یعنی زبان فیلم بسیار به زبان ادبیات نزدیک است و شما هنگام دیدن فیلم حس می کنید که در حال خواندن یک رمان هستید. همانطور که نویسنده، رمان خود را به چند فصل تقسیم می کند لارنس فون تریه هم داگویل را در نه بخش و یک مقدمه روایت می کند. هر بخش دارای عنوانی است که در حقیقت خلاصه داستانش را بیان می کند.همان طور که هر رمان یک راوی یا دانای کل دارد، داگویل نیز دارای یک راوی است که در قسمت هایی از فیلم به روایت داستان می پردازد، راوی داستان حتی به بیان احساسات و افکار درونی شخصیت ها و توصیف صحنه ها می پردازد. صدای راوی بسیار دلنشین است و داستان را به زیبایی روایت می کند، طوری که شما نه تنها از صحبت های او خسته نمی شوید و آن را اضافه نمی دانید بلکه آرزو می کنید که او قسمت های بیشتری از داستان را روایت کند.

داگویل داستان یک جامعه است. کارگردان برای اینکه داستان را روایت کند دست به کار جالبی زده تمام فیلم در یک استودیو در سوئد فیلمبرداری شده . داگویل شهری است که خانه های آن دیوار ندارند و به جای دیوار روی زمین استودیو با رنگ سفید خط های فرضی کشیده شده. بین این خانه های فرضی روی زمین اسم خیابان ها را نوشته اند. شهر یک معدن فرضی هم دارد که در واقع تنها چند تکه چوب بیشتر نیست. حتی شهر یک سگ به اسم موسی دارد که روی زمین کشیده شده است و کنارش نوشته شده است dog. به این ترتیب همه چیز در داگویل فرضی است به جز آدم های شهر. نبودن دیوارها موجب می شود که ما درآن واحد بتوانیم تمام مردم شهر را ببینیم.

سینما هنر

شهر روی صحنه

“داگ ویل” فیلمی سراسر فضاسازی، به معنای خاص خود است. منظور از فضاسازی خاص، ساختار نامتعارف فیلم با تمهیداتی دیگرگونه است. “داگ ویل” فیلمی است که در آن سینما، تئاتر و معماری، هر یک به شکلی (متعارف یا نامتعارف) در خدمت فضاسازی مطلوب کارگردان به کار گرفته شده اند. فیلم از همان نمای آغازین، نمایش پلان یک شهر که دوربین عمود بر آن پایین آمده و در وضعیت افقی قرار می گیرد، تماشاگر را غافلگیر می کند.

سینما هنر

در طراحی صحنه داگ ویل دیواری وجود ندارد. خانه ها، کلیسا، فروشگاه، معدن متروکه و هر ساختمان دیگری در این شهر دورافتاده، تنها با خطی ترسیم شده روی زمین مشخص شده است. به خاطر نمایش گونگی صحنه ها و میزان سن های تئاتری، حذف ساختمان ها و اشیا و طراحی صحنه مینیمال، کاگردان به شیوه ای خاص سعی در ایجاد فضایی متکی بر کنش های انسانی و درونیات آدم ها دارد.
تمام حریم ها در فیلم با استفاده از خطوط ترسیمی روی زمین نشان داده شده اند. حتی سگ موجود در شهر که تا صحنه پایانی تنها صدای پارس کردنش به گوش می رسد، نیز روی کف خیابان نقاشی شده است. اگر کسی قصد ورود به خانه ای را داشته باشد، به در می کوبد، به دری که وجود ندارد، در حالی که صدای ضربه زدن به در را می شنویم. در چنین فضایی که حجاب از شهر برکنده شده، و جزئیاتی در کار نیست، همه چیز به گونه ای است که تماشاگر را فقط بر افکار و خواسته ها و امیال انسان های درون فیلم متمرکز می کند. کارگردان با فضاسازی مینیمال سعی در رخنه نمودن بر اعماق پنهان آدم ها و آشکار نمودن جوهر و ذات آنها دارد.

سینما هنر

در طراحی صحنه داگ ویل دیواری وجود ندارد. خانه ها، کلیسا، فروشگاه، معدن متروکه و هر ساختمان دیگری در این شهر دورافتاده، تنها با خطی ترسیم شده روی زمین مشخص شده است. به خاطر نمایش گونگی صحنه ها و میزان سن های تئاتری، حذف ساختمان ها و اشیا و طراحی صحنه مینیمال، کاگردان به شیوه ای خاص سعی در ایجاد فضایی متکی بر کنش های انسانی و درونیات آدم ها دارد.
تمام حریم ها در فیلم با استفاده از خطوط ترسیمی روی زمین نشان داده شده اند. حتی سگ موجود در شهر که تا صحنه پایانی تنها صدای پارس کردنش به گوش می رسد، نیز روی کف خیابان نقاشی شده است. اگر کسی قصد ورود به خانه ای را داشته باشد، به در می کوبد، به دری که وجود ندارد، در حالی که صدای ضربه زدن به در را می شنویم. در چنین فضایی که حجاب از شهر برکنده شده، و جزئیاتی در کار نیست، همه چیز به گونه ای است که تماشاگر را فقط بر افکار و خواسته ها و امیال انسان های درون فیلم متمرکز می کند. کارگردان با فضاسازی مینیمال سعی در رخنه نمودن بر اعماق پنهان آدم ها و آشکار نمودن جوهر و ذات آنها دارد.

سینما هنر

داگ ویل” فیلمی است که بدون استفاده از عناصر آشنا در فضاسازی، به خلق فضا نایل آمده، فضایی که تماشاگر را وادار می کند خانه ها، کلیسا، فروشگاه، معدن و بقیه ساختمان ها موجود در شهر را در ذهن خود ترسیم نماید و باز و بسته شدن در ها را از طریق صدای آن تصویر کند. البته باید توجه داشت که عمده ترین کارکرد حذف عناصر معماری و اسباب زاید صحنه در این فیلم خاص، ارتباط پیوسته و مداومی است که تماشاگر با شخصیت های درون قصه برقرار می نماید.
آخرین نمای فیلم نیز به همان میزان نمای اول، تماشاگر را مبهوت می کند. خطوط ترسیم شده روی زمین، وسایل روی صحنه، خانه ها، مکان ها و شهر به تدریج از روی صحنه محو می شود، سگ نقاشی شده بر روی کف خیابان جان می گیرد، بلند شده و بالای سر جنازه ها زوزه می کشد.

سینما هنر   سینما هنر   سینما هنر   سینما هنر   سینما هنر   سینما هنر

منابع :
ویکی پدیا، نقد فارسی، آرک دیلی

 

بخوانید  هم سرایی شعر و معماری - قسمت سوم
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + شش =

بستن
بستن